برای آغاز این یادبود عاشقانه، موسیقی را فعال کنید.
و نام تو از همیشه زندهتر در قلب من میتپد...
تو نور منی. تو آرامش منی. تو معنای عشق منی.
— رضا
یادنامهای برای زنی که عشقش فراتر از نبودن، در قلب و مسیر زندگی جاری مانده است.
امروز، روز جهانی زن است و نام تو از همیشه زندهتر در قلب من میتپد بعضی انسانها فقط در کنار ما زندگی نمیکنند؛ آنها خودِ زندگیاند. بعضی زنان تنها همسر نیستند؛ آنها ریشهاند؛ ریشه آرامش، ریشه امید، ریشه عشقی که حتی مرگ نیز توان خاموش کردن آن را ندارد. برای من، لیلا همه اینها بود. او فقط شریک زندگیام نبود؛ او نیمی از جانم، دلیل لبخندهایم، روشنی مسیرم و معنای حقیقی عشق بود. در وجود من و لیلا، یک قلب میتپید. قلبی که با عشق، صداقت، نجابت و مهربانی معنا پیدا کرده بود. و روزی که پیکر پاکش در خاک آرام گرفت، احساس کردم آن قلب نیز همراه او به خاک سپرده شد. از آن روز، من هنوز نفس میکشم، راه میروم، مینویسم و تلاش میکنم؛ اما حقیقت این است که بخشی از وجودم برای همیشه در کنار او آرام گرفته است.
لیلا زنی بود از جنس نور. بانویی پاکسرشت، صادق، مهربان و بیادعا. او مادر صدها دانشآموز بود؛ معلمی که نهتنها خواندن و نوشتن، بلکه انسانیت، محبت و شرافت را آموزش میداد. او باور داشت که علم زمانی ارزشمند است که با اخلاق همراه باشد، و موفقیت زمانی معنا دارد که در خدمت انسانها قرار گیرد. او بیصدا رنج کشید، بیهیاهو زندگی کرد، و مظلومانه از این جهان رفت. اما انسانهایی مانند او هرگز نمیمیرند. آنها در قلب کسانی که دوستشان داشتهاند، جاودانه میشوند.
وقتی انسان، عزیزترین سرمایه زندگیاش را از دست میدهد، یا فرو میریزد، یا از اشکهای خود پلی برای امید میسازد. من راه دوم را انتخاب کردم. به یاد لیلا، نهالی کاشتم به نام: چرخه مهربانی – اندیشه ناب لیلا تا نام او در لبخند کودکان، در موفقیت دانشآموزان، در دستگیری از نیازمندان، و در روشن کردن مسیر زندگی دیگران ادامه یابد.
سالها آموختهام که بزرگترین درسها در کلاسهای رسمی تدریس نمیشوند. رنج، عشق، صبر، مهاجرت، شکست، امید و دوباره برخاستن، درسهایی هستند که تنها در دانشگاهی به نام «زندگی» آموخته میشوند. لیلا یکی از بزرگترین استادان این دانشگاه بود. او بدون ادعا، با رفتار خود به من آموخت که انسان بودن، بزرگترین مدرک افتخار است.
از دل همین تجربهها، با الهام از عشق، ریشه و مسئولیت انسانی، پرشین پلتفرم شکل گرفت. خانهای برای فارسیزبانان جهان؛ برای پیوند فرهنگ، دانش، فرصتها و انسانیت. جایی برای دیده شدن، شنیده شدن و ساختن آیندهای روشنتر. و در قلب این خانه، نام لیلا همچون چراغی خاموشنشدنی میدرخشد.
Berlin شهری است که میلیونها انسان را در خود جای داده است. همان شهر، پیکر بانویی را در آغوش گرفته که قلبش برای دیگران میتپید. اکنون در آرامگاه او در Landschaftsfriedhof Gatow، بخشی از قلب من نیز آرام گرفته است.
امروز، روز جهانی زن است و من در میان تمام نامهایی که امروز گرامی داشته میشوند، تنها یک نام را با تمام وجود زمزمه میکنم: لیلا زنی که برای من نه فقط همسر، بلکه ریشه، قلب، آرامش، الهام و تمام جهانم بود.
جای تو در کنارم خالی است؛ اما حضورت در تمام لحظههای زندگیام جاری است. در اشکهایم، در خاطراتم، در سکوت شبها، در هر کار نیکی که انجام میدهم، و در هر تپش قلبی که هنوز به یاد تو میزند. تو نور منی. تو آرامش منی. تو معنای عشق منی. و تا آخرین نفس، در قلب من زنده خواهی ماند.
مرگ توان خاموش کردن عشق را ندارد. عشق، اگر واقعی باشد، به ریشه تبدیل میشود؛ به خدمت تبدیل میشود؛ به امید تبدیل میشود؛ و در دل نسلهای آینده ادامه مییابد. لیلا برای من پایان نیافته است. او در قلب من زندگی میکند. در چرخه مهربانی جاری است. در دانشگاه زندگی حضور دارد. و در پرشین پلتفرم نفس میکشد.
تو زیباترین هدیه خداوند به زندگی من بودی. نامت برای همیشه با عشق، نجابت، مهربانی و انسانیت گره خورده است. و من با افتخار تا آخرین روز زندگیام خواهم گفت: